تبليغاتX
هشتمین یوسف - ورود امام به قم

ورود امام به قم

هر چند مشهور برآنند كه قم از جمله شهرهايى بوده است كه بنابر سياست مأمون نمى‏بايست امام از آن عبور كند، ولى برخى معتقدند كه امام‏(ع) از طريق اراك يا از راه اصفهان، وارد قم شده اند.

محدث قمى با استناد به نقل سيدبن طاووس مى‏نويسد:

«حضرت رضا(ع) بنا به دعوت مأمون از مدينه به بصره آمده و با عبور از نزديكى كوفه از راه بغداد وارد قم گرديد»

ولى نظريه مشهور اين است كه امام از اصفهان يا نزديكى آن به سوى طبس و نيشابور عزيمت داشت. ناصر خسرو در سفرنامه خود راه معروف عراق تا خراسان را - كه خودش نيز از همان مسير سفر كرده است - ضمن نقشه‏اى كه ضميمه سفرنامه اوست، چنين ‏توصيف مى كند:

«اين مسير از بصره آغاز و بعد از گذر از «شاطى عمان»، «ابله»، «عبادان»، «مهروبان»، «ارجان»، «اصفهان»، «كوه مسكيان»، «نايين»، «ده‏گرمه»، «رباط زبيده»، «چهارده طبس» به نيشابور منتهى مى‏شود»

ورود امام به نيشابور

ورود امام(ع) به نيشابور، مورد اتفاق نظر همه تاريخ نگاران و محدثان است. - نيشابور از شهرهاى خراسان است كه در سال 23 هجرى قمرى معاصر خليفه دوم، توسط ارتش اسلام فتح شد. برخى نيز فتح آن را رخدادى از سال 31 هجرى قمرى مى‏دانند. (معجم البلدان) سفر امام‏(ع) را مى توان پرشكوه ترين مرحله هجرت امام و مظهر استقبال امت از امام دانست. اگر پيامبر اكرم‏(ص) فرموده باشد:

«خير بلاد خراسان، نيشابور»

 بهترين شهرهاى خراسان، شهر نيشابور است.

نويسنده معجم البلدان مى نويسد:

«نيشابور شهرى بزرگ و داراى فضايل بسيارى است، زيرا اين شهر خاستگاه فضلا و مركز علماست و در ميان شهرهايى كه من گردش كرده‏ام، چونان نيشابور نديده‏ام.»

نيشابور در روزگاران قديم مركز بزرگ فرهنگى و علمى به شمار مى رفت كه بزرگانى از نقاط مختلف دور و نزديك در آن اقامت گزيده، به امور علمى و تحقيقاتى اشتغال داشتند.

 حاكم نيشابورى (متولد 405 هجري قمري) در تاريخ خود به تفضيل در اين زمينه سخن گفته و حتى دانشمندانى را كه از غير ايران به نيشابور آمده و در آن‏جا اقامت داشته‏اند، با نام بلادشان ياد مى‏كند. در همين كتاب از برخى صحابه و تابعين ياد شده است كه در نيشابور زيسته و به نشر معارف دين پرداخته اند. حاكم نيشابورى كه ديگر مورخان، از قول او، ورود امام به نيشابور را گزارش كرده اند، چنين مى نويسد:

«چون سلطان اولياء، برهان اتقياء، وارث علوم المرسلين، مهبط اسرار رب العالمين، ولى الله، صفى الله، فلذة كبد رسول الله، غوث الامة و كشف الغمة ... سلطان المقربين يوم الحشر و الجزاء الامام ابوالحسن على‏بن موسى الرضا صلوات الله و سلامه على رسول الله وعلى الائمة المعصومين و اتباعهم اجمعين الى يوم الدين، به مقتضاى قضاى ازل و حكم مبرم قديم لم يزل به صوب خراسان عزيمت نمودند و آن به سال دويست از هجرت بود كه شهر نيشابور به مقدم حضرت ايشان، روضات جنان شد و چون سطوات شعشعه اشعه آن نور، بر قطر نيشابور ميان سكان شهر مشهور شد، قطب الانام، كهف العلماء، برهان المجتهدين، اين محب محبوب حقيقى نه مجازى، شيخ «ابويعقوب راهويه مروزى» ‏ - وى در سال 161 ه . ق متولد شده و در سال 238 ه . ق وفات يافته است. او روزگارانى يكى از بزرگترين حافظان قرآن در مرو بود و بعد كه به نيشابور آمد، عالم زمان خود در خراسان به‏شمار مى‏رفت. شهر و مقدم ارباب كشف و ولايت بود به تأييد توفيق غيبيه تا قريه مؤيديه با چند هزار رفيق صديق در پى پيشواز رفتند. نقل است كه حضرت سلطان صلوات الله عليه در محفه‏اى بر ناقه غضباء خود سوار بودند.»

امام رضا(ع) در ميان استقبال با شكوه و بى نظير مردم وارد نيشابور شدند و در ناحيه اى به نام بلاش ‏آباد يا پلاس آباد منزل گزيدند. و در منزل خانمى كه به نام پسنده يا پسنديده (بحار الانوار، آثار باستانى خراسان)  معروف گرديده است، فرود آمده و اقامت گزيدند. حضرت رضا(ع) در كنار اين خانه يك دانه بادام كاشتند و هنوز يكسال نشده بود كه درختى بزرگ شد و ميوه داد، مردم از اين درخت با خبر شدند، لذا مى‏آمدند و از بادامهاى آن براى شفاى دردهاى خود مى‏بردند، هر كس از بادام آن مى‏خورد بيماريش شفا مى‏يافت، هر كس به چشم درد مبتلا مى‏شد از آن بادام روى چشم خود مى‏گذاشت و شفا مى‏گرفت. زنهايى كه زايمان آنها سخت بود از آن بادام مى‏خوردند و فورا مى‏زائيدند. حتى وقتى كه چهار پايان به باد قولنج مبتلا مى‏شدند از شاخه ‏هاى آن درخت مى بريدند و به شكم حيوان مى كشيدند، خوب مى شد و اينها همه به بركت حضرت رضا(ع) بود.

مدتى گذشت تا اينكه اين درخت خشك شد، ولى هر كس شاخه هاى آنرا مى كند يا تنه آنرا قطع مى‏كرد به بلائى مبتلا مى‏شد.

حضرت چند روزى در نيشابور ماندند و در يكى از روزها به زيارت آرامگاه امامزاده محمد محروق كه از نوادگان امام سجاد(ع)است، رفته‏ اند.

حاكم نيشابورى مى نويسد:

 «حضرت رضا(ع) فرمودند يكى از خاندان ما اين جا مدفون است، به زيارت ايشان مى رويم و آنگاه حضرت به روضه سلطان محمد محروق در «تلاجرد» تشريف بردند و آن روضه مقدسه را زيارت كردند.» و يكروز نيز حضرت رضا(ع) در نيشابور حمامى مى‏رفتند كه امروز آنرا «گرمابه رضا» مى نامند. آب اين حمام از چشمه اى تأمين مى‏شد، ولى مدتها بود آب آن چشمه كم شده بود. حضرت دستورى دادند، آب آن چشمه زياد شد، سپس خارج در، حوضى به امر حضرت ساختند و حضرت در آن غسل كردند و در پشت حوض نماز گذاشتند و مردم هم مى‏آمدند و براى بركت در آن حوض غسل مى‏كردند و سپس نماز مى‏خواندند و دعا مى‏كردند، خداوند هم دعاى آنها را مستجاب مى‏كرد .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حمید  |